توسعه جمعی: چطور در جمع از ویژگی های بد افراد صحبت کنیم؟

مقدمه

بسیاری از اوقات لازمه اعتراض خودمون رو در جمعی که در اش هستیم به گوش بقیه برسونیم. خیلی وقتا افراد یک سری ویژگی های بد دارن که وقتی در فضای گروهی قرار می‌گیره، باعث آزار دیگران میشه. مثلا بوی نامطبوع، رعایت نکردن بهداشت دهان، استفاده از الفاظ رکیک و ناپسند و یا انجام یه سری رفتار های نامناسب از جمله‌ی این موارد هستند.

عموم افراد وقتی تو این موقعیت ها قرار می‌گیرند صبوری پیشه می‌کنند و سعی می‌کنند به خاطر ملاحظات اعتراضی به این موضوع نکنند.

تو این مقاله می‌خوام کمی از تجربه‌های شخصیم رو با شما در میون بذارم تا دفعه‌ی بعدی راحت تر به این موارد اعتراض کنید.

با جویان باقری و هوپیژن لایف همراه باشید.

  • به فکر خودتون و بقیه باشید

اینکه یکی از اعضای جمع متوجه جو عمومی نیست و بی پروا از الفاظ نامناسب استفاده می‌کنه، بی احترامی به کل جمع هست. پس بی تفاوتی به این مورد در واقع بی احترامی به خودتون و باقی افراد گروه هست. اینجور وقتا پیشنهاد می‌کنم با تن صدای آروم و با استفاده از بیانی خنثی و حمایت کننده به فرد مورد نظر تذکری جدی بدید. تذکر شما نباید نه اونقدر تند و منتقدانه باشه که شخصیت طرف مقابل رو تخریب کنه و اون رو در مقام مقابله به مثل قرار بده؛ نه باید اونقدر شل و غیرمطمئن باشه که طرف مقابل ازش به سادگی عبور کنه.

مثال: جویان جان لطفا تو جمع کمی با ملاحظه‌ی بیشتر کلمات رو استفاده کن. / جویان جان میشه لطفا این طوری تو جمع صحبت نکنی؟ / جویان جان به نظرم این صحبتا جاش اینجا نیست. / جویان جان بهتره فضای جمع رو هم موقع صحبت یه نیم نگاهی داشته باشی. و جملاتی از این قبیل…

 

  • اخراج اون فرد ساده ترین راه، اما بهترین اش نیست

خیلی وقتا ما ساده‌ترین راه رو برای رفع اون مشکل انتخاب می‌کنیم. ینی با اعضای دیگه جوری برنامه ریزی می‌کنیم که اون فرد دیگه در کنار ما نباشه و به قول معروف اون رو ترک می‌کنیم. به نظر من این نوع برخورد برای اولین انتخاب خیلی سخت‌گیرانه هست. شاید اگه خودتون رو جای اون فرد خاطی بذارید، قضیه خیلی فرق کنه! خیلی وقتا آدما بدون اینکه اطلاع داشته باشند، مسبب آزار دیگران میشن. و با تذکری هوشمندانه میشه قضیه رو حل کرد. آدما از ریشه های مختلف و با فرهنگ های متفاوتی بزرگ میشن و نمیشه خیلی وقتا همه رو به یه شکل دید! خیلی از آدما رو می‌شناسم که از فرهنگ های ضعیفی میان اما با دقت روی رفتار آدما و گشاده رویی برای شنیدن انتقاد، بعد از مدت کوتاهی زمین تا آسمون فرق می‌کنن. سعی کنید به آدما چندین و چند بار شانس بهتر شدن بدین تا به شما هم به موقع اش شانس بهتر شدن بدن! آدما تنهایی و تنها موندن رو دوست ندارن و گاهی شما با یک واکنش سخت‌گیرانه برای مدت طولانی( گاهاً شیش ماه) اون آدم رو از لحاظ روحی و اعتماد به نفس دچار ضعف و مشکل می‌کنید.

فرهنگ صحبت با آدما رو در مقابل غیبت پشت سرشون رواج بدید

یکی از منفی ترین ویژگی های رفتاری ما ایرانیا میشه گفت غیبت کردن و صحبت پشت سر آدمهاست. هممون از کوچیک تا بزرگ کم یا زیاد این ویژگی رو داریم و در طول روز ازش استفاده می‌کنیم. وقتی به ریشه‌ی این رفتار فکر می‌کنم بیشتر از همه دلیل اش رو تو ناتوانی از انتقاد درست و منصفانه کردن می‌دونم. اینکه ما زیاد روی نقد خوب کردن و درست بیان کردن اعتراض‌مون تمرین نکردیم و همیشه به جای پرداختن به مسئله، صورت مسئله رو به کلی تغییر دادیم. شما بهتر می‌دونید که صحبت پشت آدما یکی از زشت ترینِ رفتارهاست و باید کنارش بذاریم. به نظر من اگه رو شیوه‌ی بیان‌مون کار کنیم و تلاش کنیم با رعایت روحیات آدما و انصاف، بهشون نقد کنیم، هم روابط‌مون صمیمانه تر میشه؛ هم حاشیه های بین‌مون کمرنگ تر خواهد شد.

پس بیاید فرار نکنیم و روی درست حرف زدن و اصلا حرف زدن با هم تمرین کنیم…

جمع‌بندی

چنتا مثال همین الان یهویی به ذهنم رسیدن…

صحبت خصوصی:

جویان جان من از اون رفتاری که تو جمع با من داشتی حس خوبی نگرفتم. ازت دلخور شدم…

جویان جان به نظرم زیاد از حد داری به فلانی سخت می‌گیری و این باعث میشه دیگران سواستفاده کنن…

جویان جان به نظرم صمیمیت بین شما و فلانی باعث شده جایگاه ها کمرنگ بشه و من احساس خطر می‌کنم برای آینده‌ی رابطه‌ات با فلانی… به نظرم باید بیشتر احترام رو چاشنی جمله هات کنی موقع صحبت با اون…

جویان جان حس می‌کنم یکی از دندون هات مشکل داره و باعث شده نفس ات بوی بدی بگیره… برات سرچ کردم تو نت، این چنتا کار رو بکن ببین تغییری ایجاد میشه یا ن…

جویان جان فکر کنم باید ضدتعریق ات رو تغییر بدی… بدنت عادت کرده بهش….

جویان جان امروز خیلی زحمت کشیده بودی… شکل چیدن میز نهار خیلی منو تحت تأثیر قرار داد… اما ناراحتم که غذایی که درست کردی سلیقه‌ی من نبود…

جویان جان من یکم این ماه مدیریت بیشتری باید روی هزینه هام داشته باشم؛ شاید نتونم این برنامه ای که با بچه ها گذاشتی رو همراهی کنم… می‌تونی یکم برنامه رو تغییر بدی که منم کنارتون باشم؟

جویان جان به نظرم صحبت هایی که اون زمان با فلانی تو اتاق داشتی، راجب من بود و من کمی ذهنم درگیر شده… میشه با خودم در میون بذاری اگه مشکلی دیدی؟

و یا در جمع:

بچه ها اینجا یکم بوی عرق میاد…

بچه ها من یکم تمرکز بیشتری نیاز دارم برای این کاری که دارم می‌کنم…

بچه ها یکم تو استفاده کردن از اینترنت اینجا مراقبت کنید زیاد از حجم ترافیک اش باقی نمونده…

بچه ها من ترجیح میدم وارد جزئیات رابطه‌تون با بقیه نشم اما دوست دارم رو کلیات باهاتون همفکری کنم…

بچه ها به نظرم یکم باید بیشتر ملاحظه‌ی همدیگه رو بکنیم… بعضی از ما ممکنه حساس تر از بقیه باشن… دوس نداریم صمیمیت و همدلی بین‌مون کمرنگ بشه به خاطر چیزای کوچیک…

پاسخ:

ایمیل شما منتشر نخواهد شد